سلام به شیرین عسلم قلب

اول از همه می خوام یه اعتراف کنم اونم این که وقتی که خوابی خیلی خیلی دوست داشتنی میشیقلب

منم می تونم تا دلم می خواد بغلت کنم و نوازشت کنم قلب

اما امان از وقتی که بیداریمشغول تلفن

رو تخته وایت بردی که از مدرسه جایزه گرفتی یه خط کشیدی و بدها و خوب ها رو جدا کردی

و تا می خوام بگم این کارو بکن و این کار و نکن اسم بیگناهم میره تو قسمت بدها!!

اسم خودت هم که همیشه تو قسمت خوبهاست!!گاوچران تازه تهدیدم هم می کنی که مامان ...

جلو اسمت ضرب در می زنم ها!!!مشغول تلفن

همین حالا هم این تخته با درخشش اسم بنده در بدها و سه تا ضرب در جلوش همین جا روبروم وایستاده!افسوس

دیروز هم که تو درس علوم ؛ انواع سنگ ها رو یاد گرفتین و  برای امروز سفارش سنگ داشتیمابله

 تا خانوم کوچولو کاردستی درست کننیول

برای همین بابایی رو دیشب فرستادیم پارک تا برا شما سنگ جمع کنه ؛ ایشون هم هر چی سنگ دیده جمع کرده آورده!فرشته

می گم چرا اینهمه؟می گه ترسیدم کم باشه!

تو هم همش می گی مامان دوتا دستت رو باز کن اینجوری!! گاوچران 

بهت بگم چقدر باید ببرم!سوال

خانوم گفته به اندازه ی دوتا دست سنگ بیارین!ابرو

خلاصه امروز با یه کیسه سنگ رفتی مدرسه!هیپنوتیزم

خبر بعدی اینکه کیف پولت رو هم گم کردی ...دیدی گفتم فعلا پول بردن به مدرسه برات زوده؟متفکر

قربونت برم که فکر می کنی هر چی تعداد پولها بیشتر باشه یعنی خوراکی بیشتری می تونی بخریبغل

مثل اونروز که از تاکسی پیاده شدیم و راننده بقیه پولم رو پس داد و تو با هیجان گفتی: 

مامان خوشحال باش چه آقای مهربونی بود ...تو یه دونه پول دادی اون چند تا پول بهت پس داد!!!خنده

تو مدرسه هم 500 تومنی رو داده بودی به دوستت و خودت رفته بودی با 100تومنی آش بخری!خوشمزه

اون خریده بود و خودت مونده بودیابله

کاش مدرسه تو این قضیه پول یه کمی بیشتر هم کاری می کرد خیال باطل

هفته پیش هم از طرف مدرسه گفته بودن یه جایزه تهیه کنیم و تحویل دفتر بدیم البته طوریکه شما متوجه نشین ساکت 

به شما هم گفته بودن اگه دختر های خوبی باشین یه روزی بهتون جایزه می دیمقلبفرشته

اون روزی که جایزه رو گرفته بودی ازدر که اومدی تو گفتی:

مامان مامان بالاخره جایزه رو دادنننننننننن... اما زیاد خوشحال نشو ها!زبان

جایزه ی خیلی بزرگی نیست !!!قهقهه

(یه جعبه مداد رنگی 24 تایی بود)

                                Pooh Wednesday