سلام و صد سلام به خانوم کوچولوی خوشگلم

از وقتی راجع به علاقه شدیدت به مدرسهدروغگو با معلمتون صحبت کردم دیگه حرفی از مدرسه نرفتن نمی زنیاز خود راضی

ولی امروز صبح چند بار که عطسه کردی گفتی مامان متاسفم امروز نمی تونم برم مدرسه!خمیازه

آخه سرما خوردم مریضم!زبان

اما از هر چه بگذریم سخن دوست خوش تر است!مژه

منظورم درس ومشقت هست که شکر خدا بدک نیست!

کلا نوشتن شما بچه ها تو این سن خیلی بامزه و دیدنیه

دیروز روی یه برگ کاغذ باید می نوشتین که چطور میشه کلاس و مدرسه مرتب و منظمی

 داشته باشین.

اول نوشته بودی خوب درس بخوانیم

بعد دومی رو نوشته بودی خوب بخوانیم

می گم اینها که یکی هستن !

می گی نه اون خوندن با این خوندن فرق می کنه!

بعد نوشتی با دوستان مهربان باشیم

و شماره بعدی هم نوشتی مهربان باشیم

بازم می گم اینها که یکی هستن

می گی نه اینجا با دوستهام مهربونم ؛ ولی اینجا خودم مهربونم!قهقهه

و اینهم از بعضی اشتباه های املایی بامزه:

خشخت = خوش خط

مخش = مشق

قلت ها = غلط ها

...

                               سنجابهای شیطون بلا

البته میدونم همه اینها در اثر عجله بوده و از اونجایی که همیشه می خوای زودتر کارهات تموم شه و بری سراغ بازیهات خودت هم نمی دونی چی داری می نویسیقهقهه

باز خدا رو شکر که سیستم آموزشی تون تکلیف در مدرسه است وگرنه من هر روز این شکلی میشدم!کلافه