سلام به گل خوشبوی زندگیم      

امروز من رو خیلی خوشحال کردی عزیز دلم   

صبح سرساعت ۵/۶ بیدار شدی و بعد از مراسم دستشویی و خوردن صبحانه

 (که به همون یه لیوان شیر ختم میشهconnie_32.gif)

و نوشتن یه املای کوچولو ...

نوبت رسید به پوشیدن لباس مدرسه

همینطور که داشتی لباست رو تنت می کردی گفتی:

مامان من یه احساس خیلی خوشحالی دارم 

من: وای چه عالی   

- بوی این لباسها منو یاد مدرسه و کلاسمون می اندازه smile

من: چقدر خوبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

یعنی تو حالا مدرسه رو دوست داری؟!   

- آره خیلی خوشحالم ...دارم می رم مدرسه... 

من:

بله شما خانوم کوچولوی گلم لباسهاتو پوشیدی و با خوشحالی رفتی مدرسه

کاش همیشه همینطوری بمونی و مثل امروز مدرسه رو دوست داشته باشی

خدا به همراهت عروسکم