همه جا صحبت از تعطیلی آخر هفته هستش و منم از یه ماه پیش روش حساب باز کردم!

یعنی چی ؟یعنی یه فرصت خوب برای رفتن به ولایت و تازه کردن دیدارها.

دیشب بهت می گم ثنا جونم شاید آخر هفته بریم مسافرت...

می پرسی کجا میریم ؟

- پیش مامان جون اینا دیگه!

می پری هوا و میگی آخ جون و در یه چشم به هم زدن غیب می شی!!

از تو اتاقت بلند می گی مامان می خوام یه عروسک دانشمند با خودم ببرم !!!

بعدش می بینم کشون کشون یه جعبه بزرگ رو از تو اتاقت میاری!

این دیگه چیه ثنا؟!

مامان اینا اسباب بازیهام و وسایلی هستن که باید ببرم !

- نه عزیزم ما ٢روز بیشتر اونجا نمی مونیم تازه اگه بریم!هیچی لازم نیست ببری!

فقط 2روززززززززز؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

- پس چند روز؟!

من می خوام هزار روز بمونم اونجا پیش مامان جونم (مامان بنده)

- عزیزم تابستون که نیست ؛ شما دانش آموز محترم مملکت ؛ مدرسه دارین و باید تشریف ببرین سر کلاس!

 مامانننننننننننننننن

من این جوری خیلی دلم میسوزه...پس اصلا نریم مسافرت ناراحت

بعد هم گفتی اون کتاب قرانم کجاست می خوام مطالعه کنم!

برش داشتی و ازم پرسیدی می دونی نماز مسافر چیه ؟

- نه ( چون حوصله توضیح دادن نداشتم!)

پس بیا بخون !

- خوندم

به همین زودی خوندی!!

- آره   ؛ ما اینیم دیگه!نیشخند

بعد یه نگاهی به عکس صفحه  اول کتاب انداختی و میگی:

چه آقای خوش تیپی!!!smile

کاش معلم خوش نویسی ما شکل این بود!!!smile

- جل الخالق

 

اینم نوشته ی  قشنگ  آقای خوش تیپ اول کتاب:

من در میان طرفدارانم , کسانی که نماز می خوانند را بیشتر دوست دارم چرا که آنها متبسم , منظم , با اراده و درستکارترند.

حمید ماهی صفت