شب ، قبل از خواب برات قصّه می گفتم و تو حال می کردی و مثل همیشه دوست داشتی که کلاغه به خونش برسه و قصه به خوبی و خوشی تموم بشه connie_38.gif

قصه که تموم شد گفتم حالا زودتر بخواب که صبح زود باید بیدار شی...تو دیگه قراره بری مدرسههههههههه ، درس بخونییییییییییی، بزرگ شییییییییییییی و ...

تو هم شروع کردی به شمردن : 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

مامان وقتی رفتم کلاس دهم یعنی خیلی بزرگ شدم؟!

گفتم کلاس دهم که نداریم ! ولی تا پنجم می ری ابتدایی ..بعد سه تا کلاس راهنمایی

 و بعدش هم دبیرستان و بالاخره به کمک خدای مهربون روز بزرگ می رسه

و تو می ری دانشگاه و بعد از اونه که دیگه می تونی یه آدم بزرگ باشی

و تو پرسیدی : خیلی بزرگ؟؟  گفتم بله جونم خیلی بزرگ!!

حالا بگو ببینم وقتی خیلی بزرگ شدی می خوای چی کاره بشی؟حتما یه خانم دکتر خوشگل؟!

نه!!!

 حتما یه خانم مهندس؟!

نه!!!

حتما یه معلم مهربون؟!

نه!!!

پس تو خانم کوچولوی شیطون بلا می خوایی یه دانشمند معروف بشی؟من میدونم!

و تو گفتی:

نه خیر هم ... من می خوام مانتو فروش شم!!!

و اینم نتیجه بلند پروازی من!