سلام به خانم کوچولوی کنجکاومابرو

چند روزیه که ناآروم تر از قبل شدی و یه جا بند نمیشیکلافه

 هر چی بهت می گم گوش نمی دی و حرفهای عجیب و غریبی که از بچه های مدرسه شنیدی رو تحویلم می دیساکت

بعضی وقتها هم که آروم می گیری میشی مغز متفکر !یول

دیشب می پرسیدی مامان من همیشه به این فکر می کنم که

من وقتی هنوز به این دنیا نیومده بودم و کوچولو هم نبودم ، کجا بودم ؟متفکر

 چی کار می کردم ؟ متفکرچه احساسی داشتم؟!متفکر

تعجبمنم مونده بودم چه جوری جواب این سوالهای فلسفی رو بدمتعجبسوال

اینکه کجا بودی رو شاید بدونم ! فرشتهاما اینکه چه احساسی داشتی...تعجب

قبلا هم می پرسیدی مامان اون قدیم قدیمها که خیلی خیلی قبل تر بود ...وقتی

همه آدمها بچه بودن ، پس کی مواظبشون بود و بهشون غذا می داد متفکر

ومن هم ناچارا این شکلی می شدمقهقهه

اما نکته جالب اینجاست که این سوال کاملا فلسفی و علمیه !

و دلیلی روشن بر خلقت اولیه حضرت آدم.

بعدا برات قصه آدم و حوا رو تعریف کردم و راضی شدی...البته فقط اولش روچشمک

راستش جواب دادن به سوالهای تو از کنکور هم سخت تره !

چون کاملا غیر منتظره و جدیه و در عین حال با مزه سوال