بازم سلام Clown

اصلا نگران نباش همه چی زیر سر خودت بود ای ناقلا ...تو که حالت از منم بهتره

نمی دونی چه حالی شدم وقتی گفتن مریضی و تب داری ...

تا وقتی که ببینمت همش تو رو تصور می کردم که اونقدر بیحالی که  نای راه رفتنم نداری

 و من باید بغلت کنم ببرمت تو تختت

وقتی بابایی زنگ زد ، فکر کردم می خواد بگه حاضر شو ببریمش دکتر...که

 صدای خنده و جیغ و دادت رو شنیدم که میگفتی گوشی رو بده من!

مامان مامان ...همه بچه ها مریض شدن ...کلاس ما خالی شده ... خانم معلم گفت

هر کی حالش خوب نیست بره خونه

منم حالم خوب نبود و ...

گفتم باشه حالا بیا خونه بقیه اش رو اینجا توضیح می دی

خیالم راحت شد اما از کار مدرسه تعجب کردم ؟!

خلاصه با سرو صدای همیشگی و خوشحالی شیطنت آمیزی که نمی تونستی قایمش کنی اومدی خونه

گفتم خانم کوچولو تو که خدا رو شکر حالت خوبه ؟!

آروم شدی و گفتی:

" نه من حالم خوب نیست سرم درد می کنه و تازه گلومم درد می کنه

به خانم معلم هم گفتم ...اولش باورش نشد بعد که هطسه کردم !

بالاخره فهمید مریض شدم.

آخه سیصد نفر از کلاسمون قایق بودن...او ببخشید غایب بودن!

همه موندن تو خونهههههههههههههههه...خوب منم حالم خوب نیست دیگه ...باید می اومدم خونه ! "Cheerleader

پیش خودم یاد مدرسه موشها افتادم..که کپل برای اینکه اونم مثل سرمایی بره خونه

مرتب عطسه کرد و آخرش کل کلاس تعطیل شد!

تو هم فکر کردی حالا که همه مریضن و نشستن تو خونه ، من چرا خونه نباشم ؟!

بابایی می گفت از ٢٠ نفر ١۵ نفرشون غایب بودن و این یعنی نیمه تعطیل !

دیروز رو که زلزله شدی و خونه رو لرزوندی و به هیچ عنوان هم زیر بار نمی رفتی که مریض نیستیTornado

و تا می گفتم که مگه تو مریض نیستی ، یادت می اومد و بعد از یک دقیقه نشستن

  و نه بیشتر ! دوباره روز از نو و روزی از نو...

عصری هم یه ماجرای اکشن  و بزن بزن داشتیم که جای دوربین های هالیوود خالی بود

توضیحش باشه برا بعد !

امروز صبح هم رفتی بالای یخچال قیچی برداری ، زدی قاشق چینی منو شکستیعصبانیگریهکلافه

آخه یکی از تفریحات تو راه رفتن روی کابینت های آشپزخونه است !کلافه

از اونجام رفتی رو یخچال دیگه!امروز و فردا رو هم با توجه به غیبت اکثریت بچه ها و صلاح دید  مدرسه

تشریفتان در منزل است !

  

 از همه دوست جونایی که حال ثنا رو پرسیدن ممنونمبغل