از مدرسه که رسیدی خونه پریدی بغل باباییبغل

بعد از کلی نازو عشوه برای بابایی ..ازت می پرسه مدرسه چطور بود

خوش گذشت؟

برگشتی میگی خیلی بدم خوش گذشت !!!تعجب

میگم :جشن چطور بود ؟ روز دانش آموز؟

خانم معلم بهمون جایزه داد ..یه تل خوشگلقلب

همه بچه ها رقصیدن ...شیرینی خامه ای هم خوردیمخوشمزه

یکی از بچه ها به من گفت عین آدم آهنی می رقصم عصبانی

منم دیگه نرقصیدم ..بعدش گفت شوخی کردم ..ولی من باور نکردمناراحت

بهت میگم این که بد نیست اتفاقا یه رقص جدیده!!ابله

دیروز ظرف غذات رو که جا گذاشته بودی پیدا کردی و آوردی ولی 

به جاش بلزت رو جا گذاشته بودی!

خلاصه یکی رو میذاری و اون یکی رو میاری ...

مواظب باش یه دفعه خودت رو جا نذاری خانم کوچولو!!!