دیشب یه گل خوشگل رو که از یه عروسی بهمون رسیده بودچشمک گذاشته بودم رو میز 

 تو یه نگاهی بهش کردی و گفتی این گل رو کی آورده ؟سوال

گفتم گل عروسیه...مژه

یه کم بعدش یه نگاه به من کردی و میگی دیروز با کی عروسی کردی؟!!!تعجب

امروز صبح هم دم در که داشتی با بابایی می رفتی یه نگاهی بهش کردی

وبا یه لبخند ملوسی  گفتی :

بابایی چقدر تو شبیه داماد ها شدی که با خانمها عروسی می کنن !!! عینک

فکر کنم به خاطر کتی بود که پوشیده بود ، آخه همیشه بابایی

 رو با لباس اسپرت دیده بودی!خنده