امروز ششمین روزی هست که تعطیل شدید و شما خانوم کوچولوی محترم حسابی بر روی اعصاب ما راه می روید !آخ

ظاهرا یه پیاده روی طولانی در پیش داریم!!استرس

اول از همه که کاملا بی برنامه شدید یعنی شدیمنیشخند و می شود اعتراف کرد که شبها ساعت ١٢ می خوابیم و ساعت ١٢ ظهر هم تازه از خواب بیدار می شویم!(بد نگذرد!)خواب

دوم این که شما طبق معمول سر  غذا خوردن اینجانب را جان به سر کرده اید... خدایا کمکم کن گریهگریهگریه

سوم این که به هیچ عنوان رضایت نمی دهید از خانه خارج شویم و گشتی اندر احوالات خیابان های تهران بزنیم و می گویید اگه دوست داری خودت برو من نمیام!!! متفکر

چهارم این که تمام مدت پای تلوزیون و کامپیوتر نشسته و ما را از همه برنامه های مورد علاقه مان محروم می کنیدعصبانی

پنجم این که به راحتی حرف گوش نداده و کفریمان می کنید و بعد به همان راحتی هم  می گویید ببخشید و اگر هم نبخشیم خدا می داند چه سرنوشتی در انتظارمان است!نگران

ششم این که همه همسایه ها دچار انواع سردردهای ناشی از جیغ های بنفش یک خانوم کوچولو شده اند که من نمی شناسمش ... اگر شما می شناسید بگویید؟!ساکت

هفتم این که با هیچ کلاسی به جز اسکیت موافقت نمی کنید ابرو

و بالاخره اینکه ما در فکر یک سفر چاره جویانه به ولایت هستیم تا شاید با یاری مامان جون کمی به آرامش خاطر برسیم...خیال باطل

/ 6 نظر / 12 بازدید
آرشام

سلام بر آجی نمونه و همه چی تموم[قلب] قربون ساینا جونم بشم....[ماچ][ماچ] مورد پنجمی خیلی با حال بید....[قهقهه] احیانا ولایت کجا بید ؟ آیا طرفای ما هم بیاین[پلک]

سهبا

ااا ثنا جون ! اينقدر مامان شقايق رو اذيت نكن خاله ! گناه داره طفلي !

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم خوب دلت برای مامانت تنگ شده چرا بچه رو اذیت می کنی؟؟؟؟[چشمک][شیطان]

مرجان

[قلب]سلام سلام[قلب]روزت مبارک شقایق خانم[گل]دخمل نازمو ببوس[ماچ]