عروس و داماد

دیشب یه گل خوشگل رو که از یه عروسی بهمون رسیده بودچشمک گذاشته بودم رو میز 

 تو یه نگاهی بهش کردی و گفتی این گل رو کی آورده ؟سوال

گفتم گل عروسیه...مژه

یه کم بعدش یه نگاه به من کردی و میگی دیروز با کی عروسی کردی؟!!!تعجب

امروز صبح هم دم در که داشتی با بابایی می رفتی یه نگاهی بهش کردی

وبا یه لبخند ملوسی  گفتی :

بابایی چقدر تو شبیه داماد ها شدی که با خانمها عروسی می کنن !!! عینک

فکر کنم به خاطر کتی بود که پوشیده بود ، آخه همیشه بابایی

 رو با لباس اسپرت دیده بودی!خنده

/ 4 نظر / 7 بازدید
مامان محمد ابراهیم

سلام مامان خانم کوچولو[قلب] ببوسش شیرین زبون نازنازی رو[ماچ][ماچ]. مواظب باش راستی راستی بابایی رو داماد نکنه[قهقهه]

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم خوب به سلامتی خانم کوچولو تکلیف هردوتون رو معلوم کرد. [قهقهه][قهقهه]

مامان مائده

ممنون خانومی از احوال پرسیت.[قلب]خدا رو شکر خوب شدیم.[نیشخند]

مامان محمد ابراهیم

سلام دوست جونم[قلب] ببینم کجایی ازت خبری نیست؟ نکنه بابایی واقعا داماد شده و ...؟[شیطان]