درس و مشق

سلام به دختر گلم که خیلی دوستش دارم

شیرین عسلم می دونم روزی که قسمت بشه بیای و این نوشته ها و خاطره ها رو بخونی مثل حالا نیستی حتما بزرگ تر شدی و خیلی چیزها تغییر کرده ...

ولی فکر می کنم دونستن بعضی از کارهایی که الان می کنی خالی از لطف نباشه ...

دختر خوبم اگه بخوام صادق باشم باید بگم که شما هنوز هم بازیگوش هستین بسیار و هنوز هم حرف های من رو جدی نمی گیرین اصلا !!

از درس و مدرسه هم که چی بگم ؟! برای تموم شدنش روز شماری که نه لحظه شماری می کنی!!

هر روز می گی مامان فقط دو هفته دیگه می رم و بعدش 4 ماه تعطیلم آخ جون!!

این روزها وضعیت مدرسه تون هم خوبه چون دوروزش رو که به مناسبت روز معلم جشن داشتین و کلی شادی کردین ... تازه 2ساعت هم زودتر تعطیل شدین

یه روزهم برای تابستونی های مدرسه جشن تولد گرفتن و شما هم که تابستونی هستی کلی کیف کردی و از دوست مهربونت هم یه هدیه گرفتی

یه روز هم که چادر نشینی داشتین و کلی پیک نیک کردین و با قارچ و تخم مرغ و سیب زمینی برا خودتون غذا درست کردین که البته به لطف معلمتون که مواد مورد نیاز شما رو جا گذاشته بودن مجبور شدین از اموال بقیه استفاده کنین!

و بالاخره این چهار شنبه هم اردوی کل مدرسه هست که بازم کلی لیست نوشتی که باید تهیه کنیم

خود شما خانم کوچولوی محترم هم که تا خبری می شه و جایی می خوای بری دیگه از تو رویای اون بیرون نمی آی و تا روز موعود در عالم خیال سیر می کنی و در این موارد هست که یک عدد مامان فداکار لازمه که مرتب بگه ثنا درسهات موند   ثنا تکلیفهات مونده   ثنا ساعت 7 شد!

آخه باهم یه قول و قراری گذاشتیم و اونم اینه که تا قبل از ساعت 7 باید همه ی تکالیفت انجام بشه و گرنه بعد از ساعت 7 در هیچ کدوم از درسها نمی تونم کمکت کنم

حالا بماند که این قول بیشتر از دو روز دوام نداره  و بعد باید تجدید بشه !! که با بیشتر کردن تعداد کلمات" قول میدم "بار دیگر دل اینجانب به رحم میاد!!

در ضمن این قولها به انواع مدلهای کتبی شفاهی و فایل های صوتی و تصویری در پرونده ی شما موجود می باشد!!

بعضی وقتها هم از عالم رویا سرکی به این ور می کشی و می گی :

می دونی اگه من می تونستم جادو کنم چیکار می کردم؟

کاری می کردم همه ی تکالیفم سریع انجام بشه  و همه ی امتحانامم تموم بشه و همه ی وقتم آزاد باشه !

جالب اینجاست که این وقت آزاد همیشه در نظر شما خیلی کمه و همیشه آرزو دارین بیشتر باشه در حالی که از نظر من شما تمام وقت آزادین جز یک تا حداکثر دوساعت که مجبوری بشینی سر درست!!

از وقتی که می رسی خونه یا سر تلوزیونی یا کامپیوتر و یا پی اس پی ... هر کدومو خاموش می کنم می ری سراغ اون یکی ! حالا با این وضعیت در حسرت وقت آزادم هستی!!

تو کتابتون قسمتی بود که باید برا معلمتون نامه ای مینوشتین و تشکر می کردین...

طبق معمول ازمن می پرسی مامان چی بنویسم ؟ می گم خب معلومه هر چی دوست داری براش بنویس و ازش کلی تشکر کن ...

قیافه ی جالبی گرفتی و با صدای آرومی می گی :

آخه نمی خوام زیادم تشکر کنم !!!!

/ 6 نظر / 5 بازدید
مامانشون

سلام مامان مهربون. اول بگم که چقدر این شیرین ثنا رفتارهاش شبیه ته تغاری ما[خنده]اونم بچم همش در حال بازیه و وقت استراحت بازیهاشو میشینه سر درس کلی هم نق میزنه که چقدر مشق بنویسنم؟ دیگه چقدر درس بخونم. حالا خداییش تمام این پست یکطرف اون خط آخرش یکطرف[قهقهه]خوب دیگه اصرار نکن مامانی،بچه نمیخواد زیادم تشکر کنه هر چیزی حد و اندازه داره[قهقهه] ببوسش از طرف من[ماچ]

زهرا

سلام شقایق جون ممنونم که به دوست دیرینه سر زدی. من بیادت هستم ولی ببخش که مدتی سر نزدم. ثنا جون رو ببوس. حتما برای خودش خانومی شده. [قلب] حکایت آدما غریبه. تا وقتی درس میخونن حسرت میخورن بحال اونایی که درس ندارن. وقتی هم دیگه درسی نمیمونه حسرت میخورن به دوران تحصیل و درس[متفکر]

مامان رزی

سلام دوست خوبم. ممنونم که به وبلاگ رزی خانوم سر زدی. برای خودت و دختر گلت بهترین ها را آرزو دارم.

مامان ثنا

عزیییییییییزم ... الان چه رویا و خیالایی که واسه 4 ماه تعطیلیش ندارههههه:)) راستی جشن تکلیف ثنای نازنین هم مبارک ... خانومی شده دیگه ... ای جان! ثنای خودمو تصور میکنم تو این سن و سال :)

Arsham

هلو علیکم سیستر شقایق آره بابا پرروو میشهه نمیخواد زیاد تشکر کنههه[نیشخند] ثنا جون منم وقته آزادم خیلی کمهه هنوز فرصت نکردم چند مین درس بخونم[خجالت]

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم این مستند سازیت منو کشته مامانی. [قهقهه]