طعم برف؟!

سلام به خانوم کوچولوی نازنینم و همه ی دوستان گلم

بعد از ظهر سه شنبه ی دو هفته پیش بود که اولین برف پاییزی باریده بود

  همه جا ی تهران سفید پوش شده بودند و همه ی بچه ها و بزرگ ها  هیجان زده !

و از آن جایی که پوتین های شما  خانوم کوچولوی خوشگلم هم در پاهای مبارک نمی رفت ؛ در آن برف و کوران و ترافیک مجبور شدیم بریم برای خرید پوتین !!

طبق معمول هم بیشتر تکالیف دختر گلم مانده بود برای آخر شب! 

در نتیجه عجله داشتیم که زودتر برگردیم و شما هم مرتب می گفتی :

مامان من فردا غایب می شم !!شیطان

در آن شلوغی و سرما منظره ی خیلی دیدنی همان مغازه های کفش بچه گانه بودن!

چون داخلشان جا نبود !! 

ظاهرا همه مثل ما غافل گیر شده بودن!

 خلاصه با هر مصیبتی بود یه جفت پوتین صورتی

 و صد در صد با سلیقه ی خودت خریدی !چه سلیقه ای ! 

چون جا نبود من بیام داخل بابایی زحمت این کار رو کشید و خرید انجام شد .

 بالاخره برگشتیم خونه و شماهم مرتب می گفتی من که فردا غایب می شم ! dance3.gif

گفتم سریع برو لباس ها تو عوض کن و تکالیفت رو تموم کنمشغول تلفن

و خودم هم رفتم سراغ تلوزیون تا ببینم تعطیلی هست یا نه ؟

 که دیدم بله همه ی مدارس ابتدایی منطقه ی ا تا 5 رو تعطیل اعلام کردن !

شما حسابی مشغول انجام تکالیف و نگران بودی که دلم نیومد خبر ندم  ! 

وقتی اومدم و بهت گفتم از خوش حالی بال در آوردی و مرتب بالا و پاییین می پریدی

 و جیغ  می زدی!

بعد گفتی :

مامان بابا من می دونستم تعطیل می شه!

مامان یکی از بچه ها دعا کرده بود که فردا مدرسه ها تعطیل بشه خودش گفت!!!

من می دونستم ... آخ جون سه روز تعطیلیمهورا

 

روز تعطیل:

همه جا برفی و هوا هم حسابی سرد بود طوری که من داشتم داخل خونه یخ می زدم !

اما بنا به علاقه ی فراوان بچه ها به برف قرار شد با چند تا از دوستان مجتمع  

و دلبندانشون به پارک سر کوچه بریم تا بچه ها برف بازی کنن... smile

آخرها ی برف بازی که سرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود

 یک لحظه از جلو چشمم غیب شدی  هر چی صدات زدم جوابی نشنیدم ...

چند دقیقه بعد با چهره ی آدم های مجرم از پشت یه درختی ظاهرشدی!شیطان

- ثنا کجا بودی ؟چرا جواب نمی دادی؟  

سکوت

وقتی اومدیم خونه همه ی لباس هات خیس خیس بود و گفتم حتما سرما می خوری

بعد که نشستی و مدتی گذشت گفتی مامان دلم درد می کنهآخ

 هر چی فکر کردم که تو چی خوردی که ممکنه دلت رو درد آورده باشه چیزی یادم نیومد!

تا اینکه از خودت پرسیدم و گفتی شاید یه کمی از برف رفته باشه تو دهنم !!!  

چی برف تو دهن تو چیکار می کنه؟!

راستش رو بگو برف خوردی؟! 

نه فقط یه کم زبونم رو زدم ببینم چه طعمی هست؟ 

 آخه مادر بزرگ تعریف می کرد که

وقتی بابایی کوچیک بود براشون با برف تازه دسر درست می کرد!!خوشمزه

- عزیز دلم اون موقع ها با الان خیلی فرق می کنه ...الان هوا خیلی آلوده است و برف وبارون هم مثل قدیما تمیز نیستننگرانمخصوصا هوای تهرانناراحت

بله و به این ترتیب آن پنج شنبه و جمعه هم تب کردی و هم دل درد داشتی

که نمی دانم واقعا دلیلش برف بود یا نه؟

و باز هم پیاده روی روز جمعه کنسل شد!!!

 

/ 12 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان دیبا و پرند

سلام دوستم پوتین نو مبارک. مثل اینکه طلسم عجیبی برای این گردشها وجود داره. [چشمک]

نسرین

منم كه كوچولو بودم برف و مربا خوردم اونقدر طعمش خوب بود كه هنوزم يادمه ولي من توي ارتفاعات كوه برف بكر پيدا كرده بودم ماماني شما هم زياد سخت نگير، بعضي چيزها به تجربه اش مي ارزه

ساناز

"سلام این لینک پرسشنامه آنلاینی در مورد امنیت فرهنگی است. ممنون می شم اگه آن را تکمیل و ارسال کنید. http://fws.ut.ac.ir/rtl/winquestion.aspx?path=http://bakhshaei.com/mo3/default2.html "

Arsham

منم برف میخوامممممممم[گریه] ایشالله همیشه برف بیاد و حال کنید... هیچی لذت تعطیلی مدرسه ناشی از برف و نداره.. وای چه حس های نوستالژیکی رو رقم زد این پستت ..میسی[قلب] الان ثنا جون حالش خوبه خوبه؟ ولی برف خوردن هم لذتی دشت لبته نه این برفی که شما منطقه یک تا پنجی ها دارین..[ناراحت]

پریسا در دریای خوشبخبی

بوس

مهین

سلام خانمی خوش به حالتون. ما که امسال هنوز برف ندیدیم قدر این روزهای خوش رو بدونین برف بازی رو میگم راستی ثنا جون چند سالشه؟ ممنون که به وب ما سر زدین.

نیایش

عزیزم فدای لحظه های شادی شما![قلب]