مامان تاریکی

شب که می شه نمی دونم رو چه حسابی انرژی تو خانوم کوچولوی خوشگل دقیقا دو برابر میشه ومیشی

   super girl

حالا یه سوپر مامان و سوپر بابا لازمن که آرومت کنن..ولی کجا؟؟

دیشب مثل اکثر شبهای گذشته اصرار می کردی( به قول خودت گیر داده بودی!) که باید همه چراغهای خونه رو خاموش کنم و بمونیم تو تاریکی!

البته برای هدف والای مصرف بهینه نبودااا!

بلکه هدف ایجاد هیجان و جیغ وداد و دیوانه کردن همسایه های گرامی بود!!

طبق معمول مخالفت های ما هیچ فایده ای نداشت و شما با شیطنت تمام همه چراغها رو خاموش کردین و این طرف و آن طرف دویده و بسی مشعوف  بودید که ..

بنده آمدم چراغ را روشن کنم که انگشت پای نازنینم خورد به وسیله ورزشی که در گوشه پذیرایی لنگر انداخته و هیچ موجود زنده ای ازش استفاده نمی کند بلکه به عنوان آویز لباس و یاصندلی نیمه راه مورد استفاده تنبل ها قرار می گیرد !!

بله.. القصه آهی از نهادمان برخواست وعجبا که شما دلتان به حال ما سوخت !smile

گفتم آخر دلبند مامان این کارها چیست که تو می کنی؟  

گفتی:

آخه می دونی مامان ..

فقط تو مامان من نیستی که...

تعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجب

من یه مامان دیگه هم دارم...

تعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجب

  اسمش مامان تاریکیه!  

اونم فقط وقتی همه جا تاریکه میاد  

چراغها رو خاموش می کنم تا اون بیاد و منم بغلش کنم!! smile

 

پی نوشت: فکر کنم این بچه قصه گوی خوبی بشه ..شایدم نویسنده داستانهای تخیلی!!

بازم پی نوشت: از حالا داریم مصرف برق رو کاهش می دیم ... بد نیست شماهم یه مامان تاریکی پیدا کنین! از من گفتن ..به نفع خودتونه!

/ 2 نظر / 15 بازدید
سهبا

واي من قربون اين خواهرزاده خوشگلم برم با اين كاراي بانمكش ! اي خدا كه چقدر خواستنيه ! و چقدر خواهر صبوري دارم من ! خوش به حالت شقايق خوبم !

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم این خانم کوچولو مامان تاریکی رو برای شبها در نظر گرفته که پر از انرژی بهش سرویس بده . شما شبها استراحت کن.[چشمک]