ماهی

ماهی هارو گذاشته بودم بیرون تا یخشون آب بشه ..اومدی و یه نگاهی به اونا انداختی

پرسیدی مامان این ماهی ها مردن؟!سوال

گفتم آره مگه نمی بینی یخ زدن ! پس می خواستی زنده باشن؟!متفکر

گفتی کاش زنده بودن ..ما می کشتیمشون!!!!شیطان

بعدش رفتی اونورتر و با خودت گفتی خوب شد که من ماهی نیستم والا منو می کشتن

و می خوردن!مژه

پی نوشت: قدیمها بچه ها دل رحم تر نبودن؟!یول

 

/ 4 نظر / 16 بازدید
مامان دیبا و پرند

سلام دوستم با این کارتونها و بازیهای کامپیوتری که دارن خیلی زود با مفاهیم کشتن و قتل و... آشنا میشن. کاریش هم نمیشه کرد. [قلب]

سهبا

سلام . الهي قربون اين ثناي خوشگل نازم برم كه اينهمه ماجرا درست كرده و من نيومدم بخونمش ! واي ببخش عزيز دلم . خدا حفظت كنه و ايشاله كه هميشه سلامت باشي و در كنار مامان باباي گلت روزاي خوبي رو بگذروني . راستي بازم هفت سالگيت مبارك گلم . حسابي خانوم شدي ها !

مامان فرشته ها

تو ماهی نیستی تو باقلوایی و من بالاخره یه روزی گیرت میارم و میخورمت شیرین[قلب][ماچ]